سر ر2هی قرار گرفتم

منتظر یک نفر نشستم

دلتنگش برام سخته و آروم نمی گیره

از اون حسایی که می مونه

دلش رو میده به من

می خواد باشم کنارش

تا احساس آزادگی کنه

آروم و قرار نداره

همش فکر منو تو ذهنش داره

وسط قهر و آشتی

وسط حساب و کتاب منطقی

وسط دعوا و چاقو کشی

همش دلشو میزاره و میره

انگار احساس غریبی می کنه

مگه میشه دلشو نذاره

ر2هی من سخته

سختی که امون نداره

دور شدم من

اون روزا میگذره

مثه روزای غریبی

یه روزی از همین روزا

روی شب پا میزارم

توی قاب لحظه ها

عکس فردا میزارم

تو که خوب خوب بشه

نغمای دلواپسی

روز و شب رو دوس دارم سپری کنم

انتظار برگشتم نداشته باش

تو وجود آدما حس آشنایی هست

مثه حس منو تو اسم شما میزارم

گمگشته ها برگشته خونه

فکر این شب ها هستم

چرا انقدره دلتنگی

چرا همش در میزنی

دوس دارم بهت حی فکر کنم

نگو دیگه منو نمی خوای

سر عشق و عاشقی گیر افتادی

برو که خسته ام تا دیدی وابسته ام

روزیه صدبار قلب منو شکستی

تا چشمه میبری زود بر میگردونی

ر2هی وسط نداره بمونه همیشه

ر2هی همش بی انتهایی ناپذیر شد

قهر دنیا رو نبین تو

ای کاش بودی که ببینی

تو چه ر2هی گیر افتادم

سیر دنیا هستی غم نخوری

تو چه می فهمی از آدمی که دلواپسه

سر ر2هی آخرالزمان نمونی تو

آخر الزمانی که صاحبش مهدیست

ان شاءالله دنیامون از پلیدی راحت شه

صد تا امتحان اللّهی بده تا بلکه از امتحان واقعی

سر بلد بیرون بری تو خوشحال بمونی باشی

سر ر2هی قرار گرفتم

منتظر یک نفر نشستم

دلتنگش برام سخته و آروم نمی گیره